برچسب: نابخشودنی,
نویسنده: غزل اکبرینژاد
پیچک های مامان رشد کرده ، از تاقچه آویزان است . تکیه داده بودم به دیوار . پیچک در گوشم گفت : زندگی را دوست داشته باش . دالان های تنگ و تاریکش که همیشگی نیستند. رد می شوی ازشان .
به حرفش گوش دادم.
برچسب: كانَ,الْإِنْسانُ,كَفُوراً,
نویسنده: غزل اکبرینژاد
برچسب:
نویسنده: غزل اکبرینژاد