نابخشودنی
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 22:32
نابخشودنی کودکی من پر از لحظات مشمئز کننده و دردناک بود . به تبع این حال و هوا ، من کودک نورمالی نبودم. کلاس پنجم بودیم. خوش خط ترین فرد کلاس بودم . خانم معلم وقتهایی که بی حوصله بود می گفت دفترها را بدهید استوار ، برایتان سرمشق کند. صف می کشیدند جلوی نیمکتم. آن لحظات ، زمانی بود که می توانستم بالای...
پیام نوروزی پیچک ها
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 22:32
پیام نوروزی پیچک ها پیچک های مامان رشد کرده ، از تاقچه آویزان است . تکیه داده بودم به دیوار . پیچک در گوشم گفت : زندگی را دوست داشته باش . دالان های تنگ و تاریکش که همیشگی نیستند. رد می شوی ازشان .به حرفش گوش دادم. + بابونه کوهی |
وَ كانَ الْإِنْسانُ كَفُوراً*
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 22:32
پیش تر گفته بودم کسی که می تواند بدون درد حرف بزند ، بخندد ، عطسه کند ، خمیازه کشد و یا غذا بخورد در گروه خوشبخت ترین های زمینی قرار دارد . حالا می گویم برای اینکه متوجه حضور خدا در زندگی باشیم نباید تجربیات خارق العاده داشته باشیم. همین که می توانیم هر روز آمد و شد شب و روز را ببينيم گواه بر بودن ق...
...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 22:32
تلفن را برداشتم گفت ببين اين ها را توی سررسیدم نوشته ام ، سررسید برای سال 86 بوده . از خدا دختری خواسته ام شبیه تو ، که انگشتان بلندی داشته باشد ، که رنگ چشم هایش بی مانند باشد ، که خنده هایش بی مهابا باشد ، و اشک هایش زیر و رویم کند ... گفت میبینی ؟! خدا گاهی عشقش می کشد همانی را می دهد که می خواهی...